ابراهيم عاملي ( موثق )
511
تفسير عاملي ( فارسي )
و كلمه ى « ميت » را عدّه اى از قاريها با تخفيف يا خواندهاند و بقيّه با تشديد ، و چون عطف اسم بر فعل بر خلاف استعمال عرب است در اين جمله ها كه ظاهر عطف اسم بر فعل است ، مطلب اين طور نيست بلكه جمله ى « يُخْرِجُ الْحَيَّ » كه مشتمل بر فعل است براى توضيح و بيان « فالِقُ » است ، و جمله ى « مُخْرِجُ الْمَيِّتِ » كه با اسم فاعل آغاز شده است عطف بر « فالِقُ الْحَبِّ » است پس عطف اسم بر اسم است نه بر فعل . « فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ » 96 ابو الفتوح نوشته است : چگونه بر ميگردانند شما را از اين راه روشن و طريق راست ، حسن گفت : معنى آن است كه عقل شما را از اين كار چگونه برميگردانند ؟ « فالِقُ الإِصْباحِ » الاصباح 97 مجمع : از حسن بصرى نقل شده است كه او با فتح همزه قرائت كرده است تا جمع صبح باشد و اين طور معنى بشود : همه روز ، صبح و روشنائى نمودار مىكند . ابو الفتوح نوشته است : و او شكافنده ى صبح است ، او آن خدا است كه از ميان شب تاريك روز روشن بشكافد ، اللَّه تعالى در اين آيه تذكّر كرد بندگان خود را از آنكه ايشان در شبى تاريك باشند كه در او هيچ نبينند ، ناگاهى از ميان آن - شب سياه عمود صبح بشكافد و جهان تاريك روشن كنم ، و همچنين جهان ظلمت ضلالت داشت و ظلمت ظلم ، خلقان از ظلام ظلم در شب مظلم بودند ، من از ميان آن ظلمت ظلم و ضلالت ، آفتاب هدايت و عدل محمّد برآوردم تا عالم شرع بنور او منوّر شد ، گمراهان راه باز يافتند ، و بازماندگان برسيدند ، و هر كس راه و مقصد خود بديد و به مقصود و غرض خود رسيد ، باز چون آن آفتاب فلك ، خود بپريد و بكناره ى ضوء مغرب رسيد ، بجاى او ماهى برآوردم كه اگر در نور و ضياء بحدّ او نبود خلقان بنور او منتفع بودند و بهدايت او مهتدى شدند و بارشاد او مسترشد شدند ، پس چون ماه فرو شد ستارگان برآوردم تا چنان كه فلك دنيا از آفتاب و ماه و ستارگان خالى نيست فلك دين از آن خالى نباشد ، و هر گه يكى فروشد ، يكى برآوردم . « جَعَلَ اللَّيْلَ سَكَناً » 97 مجمع : مردم كوفه « جَعَلَ اللَّيْلَ » خواندهاند ، و